
کلا سعی می کنم از احوال پرسی کلیشه ایه دوری کنم اما وقتی می پرسم حالت چطوره یعنی اینقدر مهمی که می خوام حس و حال واقعیتو بدونم ....
ادامه مطلب
این قدر نوشتنی زیاده که نمی دونم از کجا شروع کنم . از سرفه های بی وقفه که خواب شبانم رو مختل کرده بود و باعث خیس کردن وقت و بی وقتم میشد که چیزی نگم بهتره. مهمونی های پی در پی که به احترام دایی م. برگزار میشد و اینکه خیلی خسته ترم می کرد اما به هر حال باید شرکت می کردم و و و ......
ادامه مطلب
500 ریختم به حساب دکتر. برای مهرماه. تقریبا 29 روز دیگه مونده....
ادامه مطلب
حوصلش سر میره، نیاز به سرگرمی بیشتری داره. چکار کنم در توانم نیست هر روز ببرمش پارک....
ادامه مطلب
خودتی ؟ خودتی که نگران اتفاقای نیفتاده ای ؟ خودتی که مریضای با واکر رو می بینی می گی نکنه ی وقت ... ؟ مسخره نشو. چیزی نمی شه. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
سرم سنگین و همه ی ابعاد وجودیم کسل و بی حوصله س. دیشب می گه زیاد داری بهش فکر می کنی. می گم منم آدممم ها! اشکال نداره گاهی وا بدم ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
قرار بود فردا کسی بیاد کمکم تا خونه رو تمیز کنم. گویا براش کار پیش اومده، نمیاد. وقتی بیرون بودم مامان به روش خودش همه جا رو تمیز کرده. هم ناراحتم هم عصبانی ; اول با حال نداشته کارهای خودش رو هم بکنه هنر کرده بعد هم دست خودم که نیست تمیز کاری مامان بیشتر سر هم کردنه. به دلم نیست خب ! چکار کنم ؟ نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
دچار وسواس فکری برای خوردن شدم. اما خوبه! ی قدم به هدف نزدیک ترم....
ادامه مطلب