آچمز

متن مرتبط با «buzzards bay ma» در سایت آچمز نوشته شده است

Human's selfishness

  • نیلوبلاگ

    میگم ببین خودخواهی من و تو ه نوعی ، این قدر زیاده که وقتی کسی می میره ناخوداگاهمون نگران از دست دادن سرویس ها از شخص رفته و همچنین پشیمونی از کارهایی که باید و می شد براش انجام بدیم و ندادیم ، ایناس که ما رو ناراحت می کنه... ایناس که دلمون رو تنگ می کنه !xa0مخالفت می کنه اما ته دلم مطمئنم ما با هم فرقی نداریم فقط یکیxa0جسارت بیانش رو داره یکی نداره ....

    ادامه مطلب
  • Just imagine

  • نیلوبلاگ

    تصور کن هیتلر موفق شده بود ؛ فقط قشر کوچیکی از آدما با ضریب هوشی بالا رو زنده نگه داشته بود ، الان دنیا اینی نبود که فقط حالت تهوع بهت میده ، تحت ی حکومت جای بهتری شده بود ....

    ادامه مطلب
  • So many subjects

  • نیلوبلاگ

    این قدر نوشتنی زیاده که نمی دونم از کجا شروع کنم . از سرفه های بی وقفه که خواب شبانم رو مختل کرده بود و باعث خیس کردن وقت و بی وقتم میشد که چیزی نگم بهتره. مهمونی های پی در پی که به احترام دایی م. برگزار میشد و اینکه خیلی خسته ترم می کرد اما به هر حال باید شرکت می کردم و و و ......

    ادامه مطلب
  • What dreams may come

  • نیلوبلاگ

    وقتی دو تا بچه هاش تصادف کردن و مردن با کمک شوهرش تونست دوباره سر پا بایسته اما وقتی شوهرش مرد نتونست تحمل کنه و خودشو کشت ... اونجا یعنی اون دنیا ، براش همه چیز مبهم و تار بود ؛ توو ی خونه ی بزرگ که ...

    ادامه مطلب
  • The professor and the madman

  • نیلوبلاگ

    حقیقتا " شون پن " تحسین برانگیزه مخصوصا وقتی روبه روش " مل گیبسون " باشه ... مدتها بود احساساتی نشده بودمxa0و لذتش وقتی اسم کارگردانش " فرهاد صفی نیا " رو دیدم کامل شد .xa0...

    ادامه مطلب
  • ?R u mad

  • نیلوبلاگ

    میگم بریم خونه مامان خسته س. میگه نه بریم بازی . من حوصلم سر میره . سکوت می کنیم . چند دقیقه بعد می گه حالا چرا عصبانی هستی می خوای منو ببری پارکxa0xa0؟!xa0...

    ادامه مطلب
  • Lady Macbeth

  • نیلوبلاگ

    بعد مدتها ی فیلم قشنگ دیدم. " خانم مکبت " . به معشوقش می گفت ترجیح میدم نفستو بگیرم اگر به دوست داشتنم شک کنی ولی در آخر وقتی پای منفعتش وسط اومد، زیر قیمت فروختش ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Massage

  • نیلوبلاگ

    ازت متفرم. تو چی می دونی از هر هفته یک بار مردن ؟ تو آدم نیستی فقط ما رو به طرز رقت انگیزی دردمند و ضعیف و ترسو آفریدی. دوست نداشتم از این به بعد هم نخواهم داشت. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Mr. Masrafi

  • نیلوبلاگ

    دیشب رفتیم حمام با دخترک. م. وقتی رسید خونه اومد پشت در و در زد. بعد دخترک گفت این آقای مصرفی هستش اومده تو رو دعوا کنه اینقدر آب رو باز میذاری ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • MA. MO

  • نیلوبلاگ

    ی پسربچه نوبت سونوگرافی داشت که آروم نمی نشست، وقتی به مامانش تذکر دادم گفت فنیل کتونوریا داره و همین باعث حرکات غیر عادیش میشه. تقریبا زود متوجه شده و رسیدگی کرده بودن اما قطعا هوش کمتر از نرمال داشت. م. اومد از اتاق بیرون و بهم گفت بیا اینم بدتر از تو !!! همونطوری که ازم انتظار میره گفتم تو راست م...

    ادامه مطلب
  • Lady with terrible manner

  • نیلوبلاگ

    خانومه اومده می گه گوشیمو دزدیدن بگید دوربین رو چک کنن توو دلم می گم با اون سابقه ی اخلاق وحشتناکی که با ما داری، خودت رو هم بزدن از نظر ما مشکلی نداره ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Manto

  • نیلوبلاگ

    2 تا مانتویی که خریدم اینقدر راحت و خنکه که می خوام برم از هر کدوم یکی دیگه هم بخرم....

    ادامه مطلب
  • Moody manner

  • نیلوبلاگ

    جزء معدود ادمهایی هست که همیشه روی ی خط صافه. نه مثه بقیه ی روز خوب ی روز بد. ی ساعت خوب دو ساعت بد!...

    ادامه مطلب
  • Tramadol

  • نیلوبلاگ

    قبلا خوردم اما فازی رو که می گه حس نکردم. شایدم یادم نیست! ترامادول رو می گم....

    ادامه مطلب
  • Make me joke

  • نیلوبلاگ

    خاک عزیز اینکه می گی الان خوش تری حرف خیلی جالبیه. اما کاش اجازه می دادی خودم تصمیم می گرفتم...و اینکه معتقدم ما هر کاری می کنیم واسه خاطر خودمونیم.نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Marketing

  • نیلوبلاگ

    وارد مغازه که شدیم احساس کردم چیزی لازم نداریم. با سه تا کیسه اومدیم بیرون و در نهایت توو آسانسور یادم به چیزایی که واقعا لازم داشتیم افتاد ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Marjan

  • نیلوبلاگ

    بچشو که سزارین کردن توده ی سرطانی خوش خیمی رو هم که در رحمش بوده برداشتن . ناگهانی این خبر و نگرانی برای اتفاقاتی که شاید پیش بیاد اونو از پا دراورد. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Asthma

  • نیلوبلاگ

    بدترین حالت و شرایط رو عزیزت داشته باشه، نباید جلو یا حتی پشت سر، بگی وضع تنفسش خرابه! بجاش بگو امید دارم داروها جواب بده، اینقدر هم این اتاق لعنتی رو گرم نکن، بیشتر نفسش می گیره!xa0...

    ادامه مطلب
  • Macaroni

  • نیلوبلاگ

    افتادن قابلمه ی پر از ماکارونی در حال جوشیدن، اینقدر بهم استرس وارد کرد که عضلات پام هنوز توو اسپاسمه....

    ادامه مطلب
  • My smart girl

  • نیلوبلاگ

    وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....

    ادامه مطلب