
میگم ببین خودخواهی من و تو ه نوعی ، این قدر زیاده که وقتی کسی می میره ناخوداگاهمون نگران از دست دادن سرویس ها از شخص رفته و همچنین پشیمونی از کارهایی که باید و می شد براش انجام بدیم و ندادیم ، ایناس که ما رو ناراحت می کنه... ایناس که دلمون رو تنگ می کنه !xa0مخالفت می کنه اما ته دلم مطمئنم ما با هم فرقی نداریم فقط یکیxa0جسارت بیانش رو داره یکی نداره ....
ادامه مطلب
تصور کن هیتلر موفق شده بود ؛ فقط قشر کوچیکی از آدما با ضریب هوشی بالا رو زنده نگه داشته بود ، الان دنیا اینی نبود که فقط حالت تهوع بهت میده ، تحت ی حکومت جای بهتری شده بود ....
ادامه مطلب
این قدر نوشتنی زیاده که نمی دونم از کجا شروع کنم . از سرفه های بی وقفه که خواب شبانم رو مختل کرده بود و باعث خیس کردن وقت و بی وقتم میشد که چیزی نگم بهتره. مهمونی های پی در پی که به احترام دایی م. برگزار میشد و اینکه خیلی خسته ترم می کرد اما به هر حال باید شرکت می کردم و و و ......
ادامه مطلب
وقتی دو تا بچه هاش تصادف کردن و مردن با کمک شوهرش تونست دوباره سر پا بایسته اما وقتی شوهرش مرد نتونست تحمل کنه و خودشو کشت ... اونجا یعنی اون دنیا ، براش همه چیز مبهم و تار بود ؛ توو ی خونه ی بزرگ که ...
ادامه مطلب
حقیقتا " شون پن " تحسین برانگیزه مخصوصا وقتی روبه روش " مل گیبسون " باشه ... مدتها بود احساساتی نشده بودمxa0و لذتش وقتی اسم کارگردانش " فرهاد صفی نیا " رو دیدم کامل شد .xa0...
ادامه مطلب
میگم بریم خونه مامان خسته س. میگه نه بریم بازی . من حوصلم سر میره . سکوت می کنیم . چند دقیقه بعد می گه حالا چرا عصبانی هستی می خوای منو ببری پارکxa0xa0؟!xa0...
ادامه مطلب
بعد مدتها ی فیلم قشنگ دیدم. " خانم مکبت " . به معشوقش می گفت ترجیح میدم نفستو بگیرم اگر به دوست داشتنم شک کنی ولی در آخر وقتی پای منفعتش وسط اومد، زیر قیمت فروختش ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
ازت متفرم. تو چی می دونی از هر هفته یک بار مردن ؟ تو آدم نیستی فقط ما رو به طرز رقت انگیزی دردمند و ضعیف و ترسو آفریدی. دوست نداشتم از این به بعد هم نخواهم داشت. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
دیشب رفتیم حمام با دخترک. م. وقتی رسید خونه اومد پشت در و در زد. بعد دخترک گفت این آقای مصرفی هستش اومده تو رو دعوا کنه اینقدر آب رو باز میذاری ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
ی پسربچه نوبت سونوگرافی داشت که آروم نمی نشست، وقتی به مامانش تذکر دادم گفت فنیل کتونوریا داره و همین باعث حرکات غیر عادیش میشه. تقریبا زود متوجه شده و رسیدگی کرده بودن اما قطعا هوش کمتر از نرمال داشت. م. اومد از اتاق بیرون و بهم گفت بیا اینم بدتر از تو !!! همونطوری که ازم انتظار میره گفتم تو راست م...
ادامه مطلب
خانومه اومده می گه گوشیمو دزدیدن بگید دوربین رو چک کنن توو دلم می گم با اون سابقه ی اخلاق وحشتناکی که با ما داری، خودت رو هم بزدن از نظر ما مشکلی نداره ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
2 تا مانتویی که خریدم اینقدر راحت و خنکه که می خوام برم از هر کدوم یکی دیگه هم بخرم....
ادامه مطلب
جزء معدود ادمهایی هست که همیشه روی ی خط صافه. نه مثه بقیه ی روز خوب ی روز بد. ی ساعت خوب دو ساعت بد!...
ادامه مطلب
قبلا خوردم اما فازی رو که می گه حس نکردم. شایدم یادم نیست! ترامادول رو می گم....
ادامه مطلب
خاک عزیز اینکه می گی الان خوش تری حرف خیلی جالبیه. اما کاش اجازه می دادی خودم تصمیم می گرفتم...و اینکه معتقدم ما هر کاری می کنیم واسه خاطر خودمونیم.نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
وارد مغازه که شدیم احساس کردم چیزی لازم نداریم. با سه تا کیسه اومدیم بیرون و در نهایت توو آسانسور یادم به چیزایی که واقعا لازم داشتیم افتاد ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
بچشو که سزارین کردن توده ی سرطانی خوش خیمی رو هم که در رحمش بوده برداشتن . ناگهانی این خبر و نگرانی برای اتفاقاتی که شاید پیش بیاد اونو از پا دراورد. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
بدترین حالت و شرایط رو عزیزت داشته باشه، نباید جلو یا حتی پشت سر، بگی وضع تنفسش خرابه! بجاش بگو امید دارم داروها جواب بده، اینقدر هم این اتاق لعنتی رو گرم نکن، بیشتر نفسش می گیره!xa0...
ادامه مطلب
افتادن قابلمه ی پر از ماکارونی در حال جوشیدن، اینقدر بهم استرس وارد کرد که عضلات پام هنوز توو اسپاسمه....
ادامه مطلب
وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....
ادامه مطلب