
برنامه ی هفته ی جدید رو اعلام کردن ؛ روزای زوج هستم ، تقریبا سر کار شلوغ شده . امید دارم روزای معمولی بیاد ....
ادامه مطلب
" در دنیا چیزی جز بی نظمی وجود نداره ، محنت و آشفتگیxa0. زندگی چیزی نیست جز رنجهای متوالی و جهان محکوم به نابودیه ."xa0...
ادامه مطلب
" توهم آزادی رو به خوردت دادن، اگه واقعا آزادی حق انتخاب داشتی ، حالا از خودت بپرس حق انتخاب داریxa0؟"xa0...
ادامه مطلب
قرار بود امروز برم خونه ی مامان م. کمک خواهر شوهرها لباسای قدیمی شون رو از رده خارج کنیم . هنوز وقت داریم ۳ ساعت کافیه....
ادامه مطلب
رفتم موهامو کوتاه کوتاه کردم و رنگ آلبالویی تیره زدم. خوشم اومده. می خواستم گن و لباس تنگ بپوشم اما هم دلم درد می کرد هم چون تا 6 آرایشگاه بودم، له ام. پس صرف نظر کردم و ی شلوار راحت اما شیک با ی تک پوش پوشیدم. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
حوصلش سر میره، نیاز به سرگرمی بیشتری داره. چکار کنم در توانم نیست هر روز ببرمش پارک....
ادامه مطلب
خودتی ؟ خودتی که نگران اتفاقای نیفتاده ای ؟ خودتی که مریضای با واکر رو می بینی می گی نکنه ی وقت ... ؟ مسخره نشو. چیزی نمی شه. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
سرم سنگین و همه ی ابعاد وجودیم کسل و بی حوصله س. دیشب می گه زیاد داری بهش فکر می کنی. می گم منم آدممم ها! اشکال نداره گاهی وا بدم ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
قرار بود فردا کسی بیاد کمکم تا خونه رو تمیز کنم. گویا براش کار پیش اومده، نمیاد. وقتی بیرون بودم مامان به روش خودش همه جا رو تمیز کرده. هم ناراحتم هم عصبانی ; اول با حال نداشته کارهای خودش رو هم بکنه هنر کرده بعد هم دست خودم که نیست تمیز کاری مامان بیشتر سر هم کردنه. به دلم نیست خب ! چکار کنم ؟ نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
شده ی نفر رو کشف کنی، ببینی چقدر پوچ و خالیه، مچالش کنی بندازی دور؟ می بینی چیزی جز ظاهر نبوده و نیست.xa0...
ادامه مطلب
فریبا خیلی خیلی مهمان نواز بود، اومدن و رفتن ما و بودنمون واسه چند ساعت وقتی منو شرمنده کرد که تازه توو خونشون یادم اومد دست خالی اومدم!xa0...
ادامه مطلب
به جرات می تونم بگم غذام نصف شده، شکلات و چربی خیلی کم می خورم، اما تا حالا فقط 3 کیلو کم کردم.xa0...
ادامه مطلب
از وقتی تاریکی درونش رو دیدم، دلم نمی خواد حتی بهش سلام کنم. سمبلش توو ذهنم، ی آدمه دو سر و چند دسته که همینطور که تو رو در آغوش گرفته، با یکی دیگه از دستاش چاقوشو تا ته می کنه توو پهلوت!...
ادامه مطلب