وقتی به حالت شاهد بر می گرده می گه " حالا مگه من که تا 10 سالگی پیش مامانم می خوابیدم، وابسته شدم؟ " مجبور میشم اشکایی رو که بخاطر بعد مسافت از مامانش , سال اول ازدواجمون می ریخت رو، یاداور بشم!xa0...