
هنوز جک رو نشناخته! زده زیر گریه که چرا من رفتم توو اتاق، تو نیم ساعته خبری ازم نگرفتی! اونم بد از بدتر گفته می خواستم سرت درد می کنه مزاحمت نشم!!xa0...
ادامه مطلب
سوغاتی هایی که براشون خریدم نه از ته دل بود و نه از سر رضایت مندی کامل. اما بالاخره خریدم براشون دیگه!xa0...
ادامه مطلب
طاقت نیاوردم و بهش گفتم. مثه همیشه اول جبهه گرفت و گفت چون خانواده ی من بودن اینجوری می گی. اینقدر آروم و منطقی جوابش رو دادم که بالاخره گفت من از طرف اونا و خودم معذرت می خوام.xa0...
ادامه مطلب