
سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...
ادامه مطلب
خیلی جالبن; بچه هاشون 18 ساله که شدن دیگه توو کاراشون دخالت نمی کنن.xa0...
ادامه مطلب
خدا داده بهشون که دوتایی شیفتن و دکتر هم نداریم. پچ پچ تمام نشدنی ای که اهمش حسادت و ......
ادامه مطلب
وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....
ادامه مطلب
بعد از یک هفته، کار کردن اصلا فاز نمی ده!xa0...
ادامه مطلب
سفر من و آریانا به کرمانشا حقیقتا تاریخی و بیاد موندنی شد ; اول از همه: مامان و سیسیلی و جک اومدن اونجا تا مثلا من و اریانا رو همراهی کنند، به جای م. اینقدر شلوغ کردن که دخترکم رو یادمون رفت بیاریم! یعنی تا این حد!xa0...
ادامه مطلب
از قیافه ی حق به جانبش که سعی می کنه گریه کنه، خندم می گیره و مثه همیشه تسلیم میشم تا هر چی میخواد از سوپر مارکت برداره، هر چند می دونم نمی خوره.xa0...
ادامه مطلب
کاش باهم 1000 سال می خوابیدیم! بعد که بیدار می شدیم ، کلی موضوع جالب داشتیم که کشفش کنیم!xa0...
ادامه مطلب