آچمز

متن مرتبط با «javanrood chat ir» در سایت آچمز نوشته شده است

Happy birthday

  • نیلوبلاگ

    به خودم سپردم در فروردین سه تولد یادم نره...

    ادامه مطلب
  • My cute girl

  • نیلوبلاگ

    سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...

    ادامه مطلب
  • Long hair

  • نیلوبلاگ

    اوج زمانی که می تونم بذارم موهام بلند بشه سه ماس. بعد از اون ، اینقدر کج و کولش می کنم که زشت زشت میشه ....

    ادامه مطلب
  • Skirt

  • نیلوبلاگ

    دلم می خواد چند تا دامن خوشگل و با کلاس بخرم. جالبه علائقم عوض میشه....

    ادامه مطلب
  • Delirium

  • نیلوبلاگ

    می دونستی حس شوخ طبیعی خوشمزه ای داری ؟...

    ادامه مطلب
  • Astronomy and iron

  • نیلوبلاگ

    وقتی ی کاری رو انجام نمی دم که قبلا می دادم یعنی حوصله ندارم. حالا وقتی می خوای این حرفو به یکی که نمی خواد بفهمه، حالی کنی ، از مسائل نجومی سخت تر میشه! هی می گه لباس منو اتو کن ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Birthday

  • نیلوبلاگ

    تولد م. بود. چون به شب قدر و این حرفا برخورد داشت فقط کیک خریدیم. قرار شد بعد ماه مبارک شام بدیم. کادوی من پول سه ماه مهد اریانا بود. خودش که گفت خیلی خوشحال شده. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Birthday cake

  • نیلوبلاگ

    گویا از ساعت 11 گذشته بود که جک و عروس خانوم با کیک و شام اومده بودن. کیک رو نشون نمی دادن تا بعد شام که مهمونا شامل سیسیلی و مامان و خانواده ی عروس، غافلگیر بشن! و اون چیزی نبوده جز عکس خودش و جک روی کیک ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Iron

  • نیلوبلاگ

    ی کوه لباس برای اتو داشتم. لباس های م. رو خودش میده اتوکشی. مال اریانا و خودم می مونه که اکثرا توو خونه می زنم. از کمر افتادم تا تقریبا تموم شد! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • My smart girl

  • نیلوبلاگ

    وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....

    ادامه مطلب
  • Javanrood

  • نیلوبلاگ

    مطمئنا یکی از آرزوهای بابا، سفر به شهر دوران کودکیش، جوانرود، بود.xa0...

    ادامه مطلب
  • My girl

  • نیلوبلاگ

    از قیافه ی حق به جانبش که سعی می کنه گریه کنه، خندم می گیره و مثه همیشه تسلیم میشم تا هر چی میخواد از سوپر مارکت برداره، هر چند می دونم نمی خوره.xa0...

    ادامه مطلب