
چرا اسمش رو عوض می کنن ؟ مثلا از کرونا میشه ا میکرون ؟ چی تغییر کرده ؟...
ادامه مطلب
وقتی همه چیز رو بسپاری دست ی بزرگ تر و در واقع خودتو کنار بکشی و اسمش رو بذاری توکل، قطعا احساس بهتری داری!...
ادامه مطلب
پیام توو گروه مرکز رو نشونم داده که گفته اگه کسی این روزا نیومد کلا دیگه نیاد! فردا نمی خواستم نرمxa0اما با توجه به این نکته میرم . مسخره کردم خودمو ساعت ورود و خروج هم نمی زنم !...
ادامه مطلب
رسیدیم خونه. سفر خوبی بود . شنبه باید فکری برای سینه دردم کنم مردم از سرفه.xa0...
ادامه مطلب
تا وقتی برای دخترک داریم می گردیم و خرید می کنیم همه چیز خوبه ، خدای نکرده اگه من بخوام ی چیزی ببینم ، قهر می کنه که خستم کردید....
ادامه مطلب
عاشق وقتیم که بدون پرو شلوار می خرم و وقتی خونه امتحان می کنم فوق العاده س....
ادامه مطلب
به دخترک می گم چهارشنبه دایی جون دارن می رن ، به نظرت دلت تنگ میشه ؟ می گه کی ؟ من ؟ نه . بعد وقتی دایی از در میاد تو با شتاب می پره توو بغلش .xa0...
ادامه مطلب
جالبه اینهمه اتفاق افتاده ، رسانه های اجتماعی انگار همه چیز آرومه من چقدر خوشبختم. .....
ادامه مطلب
وقتی دو تا بچه هاش تصادف کردن و مردن با کمک شوهرش تونست دوباره سر پا بایسته اما وقتی شوهرش مرد نتونست تحمل کنه و خودشو کشت ... اونجا یعنی اون دنیا ، براش همه چیز مبهم و تار بود ؛ توو ی خونه ی بزرگ که ...
ادامه مطلب
میگه بیا نقاشی و کار دستی . با چسبوندن برچسبا شروع می کنم ، میگه چرا اجازه نگرفتی اینا مال منه ، خوبه منم دست به چیزای تو بزنم بی اجازه؟ میگم ببخشید.xa0 حالا اجازه هست؟ میگه نه !!!...
ادامه مطلب
ی سری موضوعاتی و به تبع اون اتفاقاتی ، تحت کنترلت نیست ، تو تقصیری نداری ، لازم نیست عصبانی باشی ، بفهم نفهم !...
ادامه مطلب
xa0عده ای فقط دنبال اینن که بقیه بگن وای چقدر مهربون چقدر فداکار چقدر... غافل از اینکه اینا مریضن. مریض ستایش شدن.xa0 نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
رگه ی بدجنسیم نمایان شده ; اگه ن. خدای ناکرده بفهمه همکار مشنگمون با ی پسر خوش قد و بالا نامزد کرده احتمالا خودشو بزنه ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
انگار عصر حجر حتی بدتر، هنوز کسانی هستن که با ماهیتابه می زنن توو سر عروسشون!xa0...
ادامه مطلب
می گن چه عجب شما تشریف اوردید. منم نه زیر میذارم نه رو می گم خودمم باورم نمیشه اومدم !...
ادامه مطلب
بادی به قبقب می ندازه می گه می بینی چه هندوانه هایی می خرم، بدون تخمه ست. می گم هههه چه خوش خیالی من برات تخمه هاشو در آوردم! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
خاک عزیز اینکه می گی الان خوش تری حرف خیلی جالبیه. اما کاش اجازه می دادی خودم تصمیم می گرفتم...و اینکه معتقدم ما هر کاری می کنیم واسه خاطر خودمونیم.نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
5 بار بندانداز برقی که خریده بودم رو عوض کردم. هر بار ی اشکالی داشته. بار آخر انداختمش توو آشغالی. و فقط خودم می دونم صاحب مغازه چه مشتری درشتی رو از دست داد! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
از اون وقتهاست که دلم برات لک زده...xa0...
ادامه مطلب
از عکسایی که گرفتن کلیپ درست کرده. ی جا ی شاخه گل دستشه. ی جا دست جک رو گرفته دارن از روی ی پل رد می شن. ی جا پاشو تقریبا پیچونده دور پای جک ! خلاصه به طرق مختلف. ی آهنگ هم گذاشته روش اسمش رو هم گذاشته ' در لحظه باش ' نگاه می کنم می خندم و می گم ; چه لوس بازیا. من همون موقع هم حوصله ی این کارو رو نداشتم ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب