
چقدر دنیاشون جالبه؛ همش می گن هر چی خدا بخواد و خودشون رو رها می کنن......
ادامه مطلب
سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...
ادامه مطلب
دو دست لباس داشتم فقط که هر جا رفتم همون دو تا رو پوشیدم و اصلا شوق و حالی برای خرید نداشتم ....
ادامه مطلب
وقتی یکی ی چیزی وانمود می کنه و توو دلش ی چیز دیگه س ، نمی شه باهاش ارتباط برقرار کرد . خطرناکه!...
ادامه مطلب
" دختر عموی من راشل" شاهکاریه که کتابش رو دوبار و فیلمش رو هم دوبار دیدم اما هنوز برام جذابیت داره.xa0...
ادامه مطلب
500 ریختم به حساب دکتر. برای مهرماه. تقریبا 29 روز دیگه مونده....
ادامه مطلب
وقتی ی مانتو شلوار رو نهایتا دو روز می تونم بپوشم بعد باید شسته بشه، طبیعیه که زود به زود کهنه بشه....
ادامه مطلب
دیروز زنگ زد که خبر بده برای دخترک ماکارونی درست کرده اما بعدش با تلخند اضافه می کنه : تو که چیزی درست نکردی، کردی؟! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
وقتی ی کاری رو انجام نمی دم که قبلا می دادم یعنی حوصله ندارم. حالا وقتی می خوای این حرفو به یکی که نمی خواد بفهمه، حالی کنی ، از مسائل نجومی سخت تر میشه! هی می گه لباس منو اتو کن ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
دلریوم عزیزxa0 نمی تونم خدا رو در بسیاری از پیشامدام درگیر ، مسئول ، مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط بدونم. چون خدایی که من توو نظرم دارم عشق مطلقه. و به هر دلیل آشکار و پنهانی باعث رنج من نمی شه. در غیر اینصورت می خوام که نباشه !نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
بدم میاد ازت وقتی به حال خودت گریه می کنی....
ادامه مطلب
قبلا فرز و تند ابروهامو تمیز می کردم اما حالا دستم حال نداره. بین هر کدومش کلی استراحت ......
ادامه مطلب
پیگرد کنجکاوی ناگهانی ! متن آهنگ رو خوندم ، نمی دونم اون موقع اهمیت نمی دادم، توو این فازها نبودم یا اصلا چی فکر می کردم که احتمالا همه کاری می کردم جز فکر! مخصوصا اون جا که می گه " من از اونایی نیستم که خداحافظی بهشون لطمه بزنه یا ی رابطه خیلی براشون عمیق بشه " " شاید از اول نباید اجازه می دادم بغلم کنی" ........ xa0خیلی جالب بود ! بارها جسته و گریخته بهم گفته بود اشتباه کرده رابطمون رو ادامه داده و من باز مثه مسخ شده ها فقط محوش می شدم ، گم می شدم میون حس عجیب و جدیدی که باهاش داشتم......
ادامه مطلب
دقیقا همینه; هر چی توو دلم مونده برای دخترکم پیاده می کنم....
ادامه مطلب
2 روز طول کشید تا یاد گرفتم به پلک چشمم که کمی افتادگی پیدا کرده بی توجه بشم. امروز که بیدار شدم به خودم گفتم ; مگه چیه، فوقش عملش می کنی.xa0...
ادامه مطلب
وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....
ادامه مطلب
اتفاق دوم، فراموش کردن کفش آریانا بود که باعث شد ی لحظه هم نتونم زمین بذارمش! بی نهایت توو روح خودم فرستادم، با 2تا کیف سنگین خیلی سخت بود!xa0...
ادامه مطلب
اینکه بعد از 10 سال نتونی رو یکی تاثیر بذاری ، 2 حالت بیشتر نداره; یا تو عرضه نداشتی، یا اونا رو خریتشون اصرار دارن!xa0...
ادامه مطلب
از قیافه ی حق به جانبش که سعی می کنه گریه کنه، خندم می گیره و مثه همیشه تسلیم میشم تا هر چی میخواد از سوپر مارکت برداره، هر چند می دونم نمی خوره.xa0...
ادامه مطلب