
خواهم که به خلوت کده ای از همه دور من باشم و من باشم و من باشم و من اخوان...
ادامه مطلب
حالا که بوسه ممنوع شده دخترک به مدل عروس دومادیش علاقه مند شده هر چی هم میگم به ما مربوط نیست به خرجش نمی ره ....
ادامه مطلب
چقدر دنیاشون جالبه؛ همش می گن هر چی خدا بخواد و خودشون رو رها می کنن......
ادامه مطلب
سه فصل اول " سیمپسون ها" رو دیدم . دیوونه انxa0اما دوست داشتنی!...
ادامه مطلب
می خوام اعتراف کنم از کندن زخم های دست و پام و خاروندنشون و اون خیسی اندک زیر دستم، برای چند ثانیه لذت می برم !...
ادامه مطلب
رفتیم سوغات عروس رو بهش دادیم. خیلی خوشحال شد و کلی تشکر کرد. پذیرفتمش؛ همینه که هست !...
ادامه مطلب
بالاخره جک و عروس تصمیم گرفتن جشن عروسی شون رو بعد از ۵ سال زندگی در ایام عید نوروز بگیرن!...
ادامه مطلب
میگم ببین خودخواهی من و تو ه نوعی ، این قدر زیاده که وقتی کسی می میره ناخوداگاهمون نگران از دست دادن سرویس ها از شخص رفته و همچنین پشیمونی از کارهایی که باید و می شد براش انجام بدیم و ندادیم ، ایناس که ما رو ناراحت می کنه... ایناس که دلمون رو تنگ می کنه !xa0مخالفت می کنه اما ته دلم مطمئنم ما با هم فرقی نداریم فقط یکیxa0جسارت بیانش رو داره یکی نداره ....
ادامه مطلب
برای مراسم شب یلدا رفته بودن آتلیه،xa0 کلاه زیبایی به شکل و شمایل انار و آرایش قرمز و هماهنگی کراوات داماد ، همه و همه اونا رو کرده بود مثل مجله های مد خارجی و در عرض این قضایا دوست دیگری مون از شدت استرس مراسم اصلیش همش مریضه!...
ادامه مطلب
می خوام صبحونه بخورم که دندون نیش جلوم میفته توو دهنم. مات و مبهوت نمی دونم چه عکس العملی باید نشون بدمxa0 انگار ی جور طنزه.xa0 احساس فرسایش می کنم.xa0...
ادامه مطلب
می دونستم ی چیزی فراتر از بقیه س اما نمی دونستم در بزرگترین مرکز تحقیقات پزشکی دنیا نه تنها کار می کنه که رئیس بخش رادیولوژی ش هم هست . حقیقتا جاش اینجا نبود وقتی ی فیلم برای دیسک کمر می خوند و کیست کلیه ی طرف رو هم گزارش می کرد ، می گیری چی می گم ؟...
ادامه مطلب
به دخترک می گم چهارشنبه دایی جون دارن می رن ، به نظرت دلت تنگ میشه ؟ می گه کی ؟ من ؟ نه . بعد وقتی دایی از در میاد تو با شتاب می پره توو بغلش .xa0...
ادامه مطلب
هر لحظه درد، هر ساعت... کدوم آدم عاقلی می گه با این حال ، باید نرمال و سرحال باشی ؟ اصلا میشه ؟ تو می تونی ؟...
ادامه مطلب
میگه بیا نقاشی و کار دستی . با چسبوندن برچسبا شروع می کنم ، میگه چرا اجازه نگرفتی اینا مال منه ، خوبه منم دست به چیزای تو بزنم بی اجازه؟ میگم ببخشید.xa0 حالا اجازه هست؟ میگه نه !!!...
ادامه مطلب
عاشق مامانم وقتی می بینم با این جدیت داره زبان می خونه ....
ادامه مطلب
حقیقتا " شون پن " تحسین برانگیزه مخصوصا وقتی روبه روش " مل گیبسون " باشه ... مدتها بود احساساتی نشده بودمxa0و لذتش وقتی اسم کارگردانش " فرهاد صفی نیا " رو دیدم کامل شد .xa0...
ادامه مطلب
به تو فکر می کنم که از سکس باهاش لذت می برم و این عین خیانته ۰...
ادامه مطلب
فصل دوم سریال نقطه ی کور رو شروع کردم. بد رقم منو گرفته ....
ادامه مطلب
امکان نداره بدترین حال ممکن باشی و باب اسفنجی رو نگاه کنی و ی لبخند نزنی . محاله ....
ادامه مطلب
وقتی باید شام عقد رو می دادن ، ندادن و حالا مامان برای خانواده ی م. چپ و راست شام می خره.xa0 اونا هم ناراحتی معده دارن و کلا شام جز نون پنیر یا نون و ماست چیزی نمی خورن !چه روزای مزخرفی بود . پول نداشتیم . بابا گرفتار بود . مامان فقط غر می زد . اجاره خونه عقب می افتاد ، من احمق بودم ، همه احمق بودن...!...
ادامه مطلب