
هر وقت کارش گیر میفته ازت خبری میگیره . به این میگن دوستی با مزایا. اگه بشه بهش گفت دوستی ....
ادامه مطلب
سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...
ادامه مطلب
برای مراسم شب یلدا رفته بودن آتلیه،xa0 کلاه زیبایی به شکل و شمایل انار و آرایش قرمز و هماهنگی کراوات داماد ، همه و همه اونا رو کرده بود مثل مجله های مد خارجی و در عرض این قضایا دوست دیگری مون از شدت استرس مراسم اصلیش همش مریضه!...
ادامه مطلب
امروز برمی گردیم شهرمون . تنوع خوبی بود . بیشتر شبا از سرفه بیدار بودم اما بازم خوش گذشت ....
ادامه مطلب
بعد از تموم شدن " تاریک " هیج سریالی به دلم نمیشینه! باید ازش بهتر باشه که جذبم کنه.xa0...
ادامه مطلب
همه چیز در هاله ای از مه فرو رفته ...عمیق تر از همه چیز اعتقاداتم.xa0...
ادامه مطلب
آزاد و رها بودن قیمت بالایی داره. هیچ کدوم از آدمای نرمال دور و برت رها نیستن. ما تنهایی...
ادامه مطلب
" دختر عموی من راشل" شاهکاریه که کتابش رو دوبار و فیلمش رو هم دوبار دیدم اما هنوز برام جذابیت داره.xa0...
ادامه مطلب
با دخترک دیشب رفتیم پارک سرپوشیده ی زیتون. بازی کرد و شام خورد و لباس خریدیم و کلی خوش گذشت.xa0...
ادامه مطلب
ی اسپری دتل خریدم برای تمیز کردن هوا از ویروس و میکروب. خیلی چیز جالبیه اما دیشب که فهمیدم 50 تومن بوده ی کوچولو پشیمون شدم ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
مشغول خوردن نخودچی کشمش بودیم که ی دفه زد زیر گریه گفت یکی از کشمش ها رفت توو دماغم! با ترفند های مختلف سعی کردیم بیرونش بیاریم تا بالاخره م. رو بیدار کردیم و اون موفق شد بیرون بیاره! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
بعد مدتها ی فیلم قشنگ دیدم. " خانم مکبت " . به معشوقش می گفت ترجیح میدم نفستو بگیرم اگر به دوست داشتنم شک کنی ولی در آخر وقتی پای منفعتش وسط اومد، زیر قیمت فروختش ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
نسبت به خودش حس بهتری پیدا می کنه وقتی مدام از ایرادای اطرافیانش می گه....
ادامه مطلب
داشتم دنبال ی بوت یا همچین چیزی توو مغازه می گشتم که فقط ی لنگه ازش رو دیدم. جستجو برای ی جفت شدنش بیهوده بود و وقتی از خواب بیدار شدم حس می کردم دلیل دو دل بودنم واسه عمل سرپایی شکمم، رو فهمیدم! حالا دنبال کلینیک دیگه ای ام. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
همه چیز روبه راهه. دقیقا عین قصه ها. این زندگیش نیست ; از خودش می سازه !...
ادامه مطلب
غذای دیشبمون رو ظهر به دستمون رسوندن. به جز سیب زمینی سرخ کرده ی روی بیف، چیزی به دلم ننشست....
ادامه مطلب
فشارم افتاده بی حال رو کاناپه افتادم که با صدای امبولانس که در میاره ، همراه با چای نبات می رسه بالا سرم......
ادامه مطلب
دخترک رو بردم پارک و مدام بجای سرسره می گفتم آسانسور !...
ادامه مطلب
2 تا مانتویی که خریدم اینقدر راحت و خنکه که می خوام برم از هر کدوم یکی دیگه هم بخرم....
ادامه مطلب
دیروز زنگ زد که خبر بده برای دخترک ماکارونی درست کرده اما بعدش با تلخند اضافه می کنه : تو که چیزی درست نکردی، کردی؟! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب