
به خودم سپردم در فروردین سه تولد یادم نره...
ادامه مطلب
شیفت سر کار که دیروز بود ؛ شلوغ، درهم، بدون هيچ وقت اضافه ای برای گپ زدن....
ادامه مطلب
سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...
ادامه مطلب
دکتر گفته دخترک تا خوب نشده مهد نره،xa0 امروز عمه مرخصی گرفته ....
ادامه مطلب
" دختر عموی من راشل" شاهکاریه که کتابش رو دوبار و فیلمش رو هم دوبار دیدم اما هنوز برام جذابیت داره.xa0...
ادامه مطلب
هیچ راهی نداره; امروز باید روز خوبی باشه !...
ادامه مطلب
روز خسته کننده ای بود. گفتم می ریم خونه می خوابیم. غافل از اینکه قراره دخترک لج بگیره و تا 4 گریه کنه و خودشو منو بزنه که چرا دبیلیوسی من طول کشیده؟!! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
وقتی ی مانتو شلوار رو نهایتا دو روز می تونم بپوشم بعد باید شسته بشه، طبیعیه که زود به زود کهنه بشه....
ادامه مطلب
دیروز زنگ زد که خبر بده برای دخترک ماکارونی درست کرده اما بعدش با تلخند اضافه می کنه : تو که چیزی درست نکردی، کردی؟! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
می گه فلانی حزب باده. با خودم فکر می کنم پس چرا نسبت بهش حس منفی ندارم ؟ شاید چون بعد خوبش بیشتر از بدشه....
ادامه مطلب
وقتی ی کاری رو انجام نمی دم که قبلا می دادم یعنی حوصله ندارم. حالا وقتی می خوای این حرفو به یکی که نمی خواد بفهمه، حالی کنی ، از مسائل نجومی سخت تر میشه! هی می گه لباس منو اتو کن ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
تولد م. بود. چون به شب قدر و این حرفا برخورد داشت فقط کیک خریدیم. قرار شد بعد ماه مبارک شام بدیم. کادوی من پول سه ماه مهد اریانا بود. خودش که گفت خیلی خوشحال شده. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
گویا از ساعت 11 گذشته بود که جک و عروس خانوم با کیک و شام اومده بودن. کیک رو نشون نمی دادن تا بعد شام که مهمونا شامل سیسیلی و مامان و خانواده ی عروس، غافلگیر بشن! و اون چیزی نبوده جز عکس خودش و جک روی کیک ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
دلریوم عزیزxa0 نمی تونم خدا رو در بسیاری از پیشامدام درگیر ، مسئول ، مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط بدونم. چون خدایی که من توو نظرم دارم عشق مطلقه. و به هر دلیل آشکار و پنهانی باعث رنج من نمی شه. در غیر اینصورت می خوام که نباشه !نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...
ادامه مطلب
بدم میاد ازت وقتی به حال خودت گریه می کنی....
ادامه مطلب
قبلا فرز و تند ابروهامو تمیز می کردم اما حالا دستم حال نداره. بین هر کدومش کلی استراحت ......
ادامه مطلب
دقیقا همینه; هر چی توو دلم مونده برای دخترکم پیاده می کنم....
ادامه مطلب
2 روز طول کشید تا یاد گرفتم به پلک چشمم که کمی افتادگی پیدا کرده بی توجه بشم. امروز که بیدار شدم به خودم گفتم ; مگه چیه، فوقش عملش می کنی.xa0...
ادامه مطلب
وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....
ادامه مطلب
بالاخره وقت برگشت نزدیک شد. فردا بعدازظهر اول تهران و بعد شیراز. احتمالا از نیمه شب گذشته که می رسم و جمعه رو به استراحت و آماده شدن برای یک هفته ی شلوغ و همیشگی، می گذرونم.xa0...
ادامه مطلب