آچمز

متن مرتبط با «windy day oh my girl lyrics» در سایت آچمز نوشته شده است

Happy birthday

  • نیلوبلاگ

    به خودم سپردم در فروردین سه تولد یادم نره...

    ادامه مطلب
  • Busy day

  • نیلوبلاگ

    شیفت سر کار که دیروز بود ؛ شلوغ، درهم، بدون هيچ وقت اضافه ای برای گپ زدن....

    ادامه مطلب
  • My cute girl

  • نیلوبلاگ

    سه تا نقاشی کشیده یکی شو بهم داده بعد می گه اگه نق بزنی که اون دو تا رو هم می خوام ، همینو هم ازت می گیرم !...

    ادامه مطلب
  • Days off

  • نیلوبلاگ

    دکتر گفته دخترک تا خوب نشده مهد نره،xa0 امروز عمه مرخصی گرفته ....

    ادامه مطلب
  • My cousin Rachel

  • نیلوبلاگ

    " دختر عموی من راشل" شاهکاریه که کتابش رو دوبار و فیلمش رو هم دوبار دیدم اما هنوز برام جذابیت داره.xa0...

    ادامه مطلب
  • Have a good day

  • نیلوبلاگ

    هیچ راهی نداره; امروز باید روز خوبی باشه !...

    ادامه مطلب
  • Damn day

  • نیلوبلاگ

    روز خسته کننده ای بود. گفتم می ریم خونه می خوابیم. غافل از اینکه قراره دخترک لج بگیره و تا 4 گریه کنه و خودشو منو بزنه که چرا دبیلیوسی من طول کشیده؟!! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Just 2days

  • نیلوبلاگ

    وقتی ی مانتو شلوار رو نهایتا دو روز می تونم بپوشم بعد باید شسته بشه، طبیعیه که زود به زود کهنه بشه....

    ادامه مطلب
  • My Sister in law

  • نیلوبلاگ

    دیروز زنگ زد که خبر بده برای دخترک ماکارونی درست کرده اما بعدش با تلخند اضافه می کنه : تو که چیزی درست نکردی، کردی؟! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Windy groups

  • نیلوبلاگ

    می گه فلانی حزب باده. با خودم فکر می کنم پس چرا نسبت بهش حس منفی ندارم ؟ شاید چون بعد خوبش بیشتر از بدشه....

    ادامه مطلب
  • Astronomy and iron

  • نیلوبلاگ

    وقتی ی کاری رو انجام نمی دم که قبلا می دادم یعنی حوصله ندارم. حالا وقتی می خوای این حرفو به یکی که نمی خواد بفهمه، حالی کنی ، از مسائل نجومی سخت تر میشه! هی می گه لباس منو اتو کن ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Birthday

  • نیلوبلاگ

    تولد م. بود. چون به شب قدر و این حرفا برخورد داشت فقط کیک خریدیم. قرار شد بعد ماه مبارک شام بدیم. کادوی من پول سه ماه مهد اریانا بود. خودش که گفت خیلی خوشحال شده. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Birthday cake

  • نیلوبلاگ

    گویا از ساعت 11 گذشته بود که جک و عروس خانوم با کیک و شام اومده بودن. کیک رو نشون نمی دادن تا بعد شام که مهمونا شامل سیسیلی و مامان و خانواده ی عروس، غافلگیر بشن! و اون چیزی نبوده جز عکس خودش و جک روی کیک ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • My God is different

  • نیلوبلاگ

    دلریوم عزیزxa0 نمی تونم خدا رو در بسیاری از پیشامدام درگیر ، مسئول ، مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط بدونم. چون خدایی که من توو نظرم دارم عشق مطلقه. و به هر دلیل آشکار و پنهانی باعث رنج من نمی شه. در غیر اینصورت می خوام که نباشه !نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Talking with myself

  • نیلوبلاگ

    بدم میاد ازت وقتی به حال خودت گریه می کنی....

    ادامه مطلب
  • My hands

  • نیلوبلاگ

    قبلا فرز و تند ابروهامو تمیز می کردم اما حالا دستم حال نداره. بین هر کدومش کلی استراحت ......

    ادامه مطلب
  • My dauther

  • نیلوبلاگ

    دقیقا همینه; هر چی توو دلم مونده برای دخترکم پیاده می کنم....

    ادامه مطلب
  • 2days

  • نیلوبلاگ

    2 روز طول کشید تا یاد گرفتم به پلک چشمم که کمی افتادگی پیدا کرده بی توجه بشم. امروز که بیدار شدم به خودم گفتم ; مگه چیه، فوقش عملش می کنی.xa0...

    ادامه مطلب
  • My smart girl

  • نیلوبلاگ

    وقتی می بینه خسته و کلافه دارم دنبال راهی می گردم، ی نگاه بهم می کنه و با مهربونی می گه; مامان می شه بغلم کنی؟ ... در واقع این بچه بیشتر از خیلی از به ظاهر بزرگا، می فهمه....

    ادامه مطلب
  • End of holiday

  • نیلوبلاگ

    بالاخره وقت برگشت نزدیک شد. فردا بعدازظهر اول تهران و بعد شیراز. احتمالا از نیمه شب گذشته که می رسم و جمعه رو به استراحت و آماده شدن برای یک هفته ی شلوغ و همیشگی، می گذرونم.xa0...

    ادامه مطلب