
وقتی برام می گفت که از کوچک تا بزرگ مسائلی که براش پیش میاد با خانواده ی راه دورش ، حرف می زنه، تعجب می کردم. حالا امروز هر چی شده بود از هاروی دو چهره تا کلوچه ی خونگی که یکی از بیمارا برام آورد رو، برای مامان گفتم. هیچ حس خاصی نداشتم و هیچ تغییری هم در من پیش نیومد!xa0...
ادامه مطلب