وقتی برام می گفت که از کوچک تا بزرگ مسائلی که براش پیش میاد با خانواده ی راه دورش ، حرف می زنه، تعجب می کردم. حالا امروز هر چی شده بود از هاروی دو چهره تا کلوچه ی خونگی که یکی از بیمارا برام آورد رو، برای مامان گفتم. هیچ حس خاصی نداشتم و هیچ تغییری هم در من پیش نیومد! آچمز...
ما را در سایت آچمز دنبال میکنید
برچسب: conversation,conversation starters,conversations with god,conversationalist,conversation definition,conversation synonym,conversational,conversational spanish,conversation exchange,conversation games,
نویسنده:
بازدید: 225
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 12:40