آچمز

متن مرتبط با «conversations with god» در سایت آچمز نوشته شده است

Friends with benefits

  • نیلوبلاگ

    هر وقت کارش گیر میفته ازت خبری میگیره . به این میگن دوستی با مزایا. اگه بشه بهش گفت دوستی ....

    ادامه مطلب
  • God bless him

  • نیلوبلاگ

    هر وقت خوابش رو می بینم در حالت استیصال دست و پا می زنه....

    ادامه مطلب
  • Without ending

  • نیلوبلاگ

    لعنت به وقتی که می فهمی مشکلات جسمیت تموم شدنی نیستن و تازه اول روغن سوزیه!...

    ادامه مطلب
  • Lady with terrible manner

  • نیلوبلاگ

    خانومه اومده می گه گوشیمو دزدیدن بگید دوربین رو چک کنن توو دلم می گم با اون سابقه ی اخلاق وحشتناکی که با ما داری، خودت رو هم بزدن از نظر ما مشکلی نداره ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • My God is different

  • نیلوبلاگ

    دلریوم عزیزxa0 نمی تونم خدا رو در بسیاری از پیشامدام درگیر ، مسئول ، مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط بدونم. چون خدایی که من توو نظرم دارم عشق مطلقه. و به هر دلیل آشکار و پنهانی باعث رنج من نمی شه. در غیر اینصورت می خوام که نباشه !نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • God bless him

  • نیلوبلاگ

    گزارشگره ی جوری می گه فلانی به آرزوش رسید که تصور می کنی از عمد خودشو انداخته جلو تا تیر بخوره شهید شه !...

    ادامه مطلب
  • Talking with myself

  • نیلوبلاگ

    بدم میاد ازت وقتی به حال خودت گریه می کنی....

    ادامه مطلب
  • Living with no complain

  • نیلوبلاگ

    هیچ شکایتی از اینکه حرف نمی زنیم نداره. به نظر می رسه نیازی هم حس نمی کنه. کلا موجود جالبیه! از اون نمونه های نادر که باید مغزشون رو بشکافی ببینی چی پیدا می کنی ! نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Meeting with the psychologist

  • نیلوبلاگ

    سر و کله زدن با بچه ی لجباز بیشتر از اونچه که فکر کنی انرژی می بره. تنها از پسش بر نمیام. دوشنبه وقت روانشناس گرفتم. نوشته شده توسط Achmazxa0 | لینک ثابت | ...

    ادامه مطلب
  • Conversation

  • نیلوبلاگ

    وقتی برام می گفت که از کوچک تا بزرگ مسائلی که براش پیش میاد با خانواده ی راه دورش ، حرف می زنه، تعجب می کردم. حالا امروز هر چی شده بود از هاروی دو چهره تا کلوچه ی خونگی که یکی از بیمارا برام آورد رو، برای مامان گفتم. هیچ حس خاصی نداشتم و هیچ تغییری هم در من پیش نیومد!xa0...

    ادامه مطلب
  • GOD bless him

  • نیلوبلاگ

    وقتی داشته هامون اعم از شخص و شیئ رو از دست می دیدیم تازه به اهمیتشون پی می بریم. بر طبق این گفته احساس می کنم با بابای خدابیامرزم کم حرف زدم!xa0...

    ادامه مطلب