سه تا داشت، چهارمی رو حامله بود بچه ی کوچیکش پای برهنه روی زمین می دوید و من از ترس اینکه پاش نبره، تکه شیشه ای رو که یک متر اون طرف تر افتاده بود ، برداشتم انداختم توو سطل.
نوشته شده توسط Achmaz | لینک ثابت |
آچمز...
ما را در سایت آچمز دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 184
تاريخ: دوشنبه
2 مرداد
1396 ساعت: 21:07