اماده شدیم دوتا ماشین هم صدا کردیم دم در که می خواستیم بریم ، مامان جون و دختر خونه ی عمه، من و سیسیل خرید، خانم شروع کردن به گریه کردن که من هیچ جا نمی رم مگر خونه پیش مامانم !
نوشته شده توسط Achmaz | لینک ثابت |
آچمز...
ما را در سایت آچمز دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 209
تاريخ: شنبه
7 مرداد
1396 ساعت: 9:57