ی تیکه آدامس بادکنکی انداختم توو دهنم مشغول جویدن و باد کردنم که نزدیک مرکز. ی نگاهی بهم می ندازه می گه مامان دیگه بسه رسیدیم. اینقدر قربون صدقش رفتم که حد نداشت.
نوشته شده توسط Achmaz
| لینک ثابت |
آچمز...
ما را در سایت آچمز دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 182
تاريخ: جمعه
7 مهر
1396 ساعت: 20:56